landbesitzlos
بدون زمین، بیزمین
Bedeutungen
1
کسی که مالک زمین یا ملک نیست و دارایی زمینی ندارد.
- Der Bauer war nach dem Krieg landbesitzlos und musste als Tagelöhner arbeiten.کشاورز پس از جنگ بیزمین بود و مجبور شد به عنوان کارگر روزمزد کار کند.
- Viele Menschen in der Stadt sind landbesitzlos und leben zur Miete.بسیاری از مردم شهر بدون زمین هستند و اجارهنشین زندگی میکنند.
- Die Regierung plant Programme zur Unterstützung von landbesitzlosen Familien.دولت برنامههایی را برای حمایت از خانوادههای بیزمین در دست اجرا دارد.