landläufig
رایج، متداول، مرسوم، عامیانه (در معنای عمومی)
Bedeutungen
1
چیزی که در میان مردم رایج، متداول و مرسوم است؛ عام.
- Das ist die landläufige Meinung, aber nicht unbedingt die Wahrheit.این نظر رایج است، اما لزوماً حقیقت نیست.
- Er verwendet oft landläufige Redewendungen.او اغلب از اصطلاحات رایج استفاده میکند.
- Die landläufige Ansicht über dieses Thema hat sich geändert.دیدگاه متداول در مورد این موضوع تغییر کرده است.
2
در زبانشناسی، به واژگان یا ساختارهایی که در گفتار روزمره و عامه مردم به کار میروند، اشاره دارد.
- Der Autor verwendet eine sehr landläufige Sprache.نویسنده از زبانی بسیار عامیانه استفاده میکند.
- Diese Formulierung ist im landläufigen Sprachgebrauch üblich.این عبارت در کاربرد زبانی رایج است.
- Er erklärte den Sachverhalt in landläufiger Sprache, damit ihn jeder versteht.او موضوع را به زبان ساده و رایج توضیح داد تا همه بفهمند.