landständisch

Aussprache: /ˈlantˌʃtɛndɪʃ/
Worttrennung: land·s·tän·disch
صفت

مربوط به نظام طبقاتی تاریخی (در حکومت‌های قدیمی)

Bedeutungen

1

مربوط به ساختار اجتماعی و سیاسی در حکومت‌های قدیمی که در آن طبقات مختلف (مانند اشراف، روحانیون، شهرنشینان) حقوق و وظایف مشخصی داشتند و در نهادهای نمایندگی (مانند پارلمان‌های ایالتی) حضور داشتند.

  • Die landständische Verfassung garantierte bestimmte Rechte für den Adel.قانون اساسی طبقاتی، حقوق مشخصی را برای اشراف تضمین می‌کرد.
  • Im Mittelalter war die landständische Gesellschaft weit verbreitet.در قرون وسطی، جامعه طبقاتی به طور گسترده‌ای رواج داشت.
  • Die landständische Vertretung hatte Einfluss auf die Gesetzgebung.نمایندگی طبقاتی بر قانون‌گذاری تأثیر داشت.