largieren

Aussprache: /laʁˈʒiːʁən/
Wortzerlegung: lar·gie·ren
فعل

با آرامش پیش رفتن، با حوصله عمل کردن، با سخاوت رفتار کردن

Beispiele

  • Auch wenn der Multiinstrumentalist im November 82 wird, kennt er wie seine schwarzen Heroen kein ''Largieren'' – vergangenes Jahr stand er 130-mal auf der Bühne.حتی اگر این نوازنده چند سازه در نوامبر 82 ساله شود، او مانند قهرمانان سیاهپوست خود "با آرامش پیش نمی‌رود" - سال گذشته 130 بار روی صحنه بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم، برای چیزی که بخشیده می‌شود) + Dativ (برای اشاره به کسی که دریافت می‌کند)

به طور سخاوتمندانه و فراوان بخشیدن یا اعطا کردن چیزی، اغلب با بار معنایی مثبت و ستایش‌آمیز.

  • Die Natur largiert ihre Gaben großzügig über die Erde.طبیعت مواهب خود را سخاوتمندانه بر روی زمین می‌بخشد.
  • Der Wohltäter largierte den Armen seine Unterstützung ohne Zögern.نیکوکار بدون تردید حمایت خود را به فقرا اعطا کرد.