Konjugierte Form
خواندند (فعل، حالت صرف شده)
معانی و تعاریف lasen:
- اجازه دادن به کسی یا چیزی برای انجام کاری بدون مداخله یا ممانعت؛ رها کردن.
- قرار دادن یا گذاشتن چیزی در مکانی.
جملات نمونه برای lasen:
Der Lehrer ließ die Schüler ihre eigenen Schlussfolgerungen ziehen.
معلم به دانشآموزان اجازه داد تا به نتیجهگیریهای خودشان برسند.
Man sollte die Natur ihren Lauf nehmen lassen und nicht ständig eingreifen.
باید به طبیعت اجازه داد تا مسیر خود را طی کند و دائماً مداخله نکرد.
Er ließ seine Aktentasche auf dem Schreibtisch liegen.
او کیف دستیاش را روی میز گذاشت.