فعل
لیزر کردن (چشم یا سایر اعضا)
معانی و تعاریف lasern:
- با استفاده از لیزر چیزی را برش دادن، حکاکی کردن، درمان کردن یا تغییر دادن
- (پزشکی) چشم را با لیزر جراحی کردن برای اصلاح بینایی
جملات نمونه برای lasern:
Ich habe mir die Augen ''lasern'' lassen.
من چشمهایم را «لیزر» کردم.
Der Chirurg lasert den Tumor.
جراح تومور را با لیزر درمان میکند.
Man kann Metall mit einem Laser präzise schneiden.
میتوان فلز را با لیزر به دقت برش داد.