auslassen
حذف کردن، جا انداختن، خالی کردن (خشم)، ذوب کردن (چربی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را نادیده گرفتن، حذف کردن، از قلم انداختن یا صرفنظر کردن
- Er hat beim Lesen eine Zeile ausgelassen.او هنگام خواندن یک خط را جا انداخت.
- Ich habe heute das Mittagessen ausgelassen.من امروز از خیر ناهار گذشتم (ناهار نخوردم).
2
Akkusativ + an + Dativ
خشم، عصبانیت یا سرخوردگی خود را سر کسی خالی کردن
- Lass deine schlechte Laune nicht an mir aus!بدخلقیات را سر من خالی نکن!
- Er lässt seinen Frust oft an seinen Kollegen aus.او اغلب ناراحتیاش را سر همکارانش خالی میکند.
3
Akkusativ
آشپزی: چربی، دنبه یا کره را روی حرارت ذوب و آب کردن
- Zuerst muss man den Speck in der Pfanne auslassen.ابتدا باید چربی ژامبون را در ماهیتابه آب کرد.
- Lassen Sie die Butter bei schwacher Hitze aus.کره را روی حرارت ملایم ذوب کنید.
4
sich + über + Akkusativ
اظهار نظر کردن یا مفصل صحبت کردن درباره چیزی (انعکاسی)
- Er hat sich lange über die neue Politik ausgelassen.او مفصل درباره سیاست جدید اظهار نظر کرد (نقد کرد).
- Sie ließ sich im Interview ausführlich über ihre Pläne aus.او در مصاحبه کاملاً درباره برنامههایش صحبت کرد.