auslassen

Aussprache: /ˈaʊ̯slasn̩/
Wortzerlegung: aus·las·sen
فعل

حذف کردن، جا انداختن، خالی کردن (خشم)، ذوب کردن (چربی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را نادیده گرفتن، حذف کردن، از قلم انداختن یا صرف‌نظر کردن

  • Er hat beim Lesen eine Zeile ausgelassen.او هنگام خواندن یک خط را جا انداخت.
  • Ich habe heute das Mittagessen ausgelassen.من امروز از خیر ناهار گذشتم (ناهار نخوردم).
2 Akkusativ + an + Dativ

خشم، عصبانیت یا سرخوردگی خود را سر کسی خالی کردن

  • Lass deine schlechte Laune nicht an mir aus!بدخلقی‌ات را سر من خالی نکن!
  • Er lässt seinen Frust oft an seinen Kollegen aus.او اغلب ناراحتی‌اش را سر همکارانش خالی می‌کند.
3 Akkusativ

آشپزی: چربی، دنبه یا کره را روی حرارت ذوب و آب کردن

  • Zuerst muss man den Speck in der Pfanne auslassen.ابتدا باید چربی ژامبون را در ماهیتابه آب کرد.
  • Lassen Sie die Butter bei schwacher Hitze aus.کره را روی حرارت ملایم ذوب کنید.
4 sich + über + Akkusativ

اظهار نظر کردن یا مفصل صحبت کردن درباره چیزی (انعکاسی)

  • Er hat sich lange über die neue Politik ausgelassen.او مفصل درباره سیاست جدید اظهار نظر کرد (نقد کرد).
  • Sie ließ sich im Interview ausführlich über ihre Pläne aus.او در مصاحبه کاملاً درباره برنامه‌هایش صحبت کرد.