weglassen
حذف کردن، از قلم انداختن، نادیده گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کلمه، عنصر، ماده غذایی یا بخشی را از متن یا دستورپخت حذف کردن
- Du kannst diesen Satz weglassen, ohne den Sinn zu verändern.میتوانی این جمله را بدون تغییر معنی حذف کنی.
- Ich habe die Zwiebeln aus dem Rezept weggelassen.من پیاز را از دستور پخت حذف کردم.
2
Akkusativ
انجام ندادن یا صرفنظر کردن از یک وظیفه یا مرحله
- Er hat die Hausaufgaben einfach weggelassen.او به سادگی تکالیف را انجام نداد (جا انداخت).
- Man sollte wichtige Sicherheitsschritte nicht weglassen.نباید مراحل ایمنی مهم را حذف کرد.