ablassen
تخلیه کردن (مایع/گاز)، دست کشیدن، معاف کردن (از قیمت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایع یا گاز را از مخزن، تایر یا استخر خارج و خالی کردن
- Man muss das Wasser aus den Rohren ablassen, bevor der Frost kommt.باید آب را از لولهها تخلیه کرد قبل از اینکه یخبندان بیاید.
- Er hat etwas Luft aus dem Fahrradreifen abgelassen.او کمی از باد لاستیک دوچرخه را خالی کرد.
2
von + Dativ
دست کشیدن، صرف نظر کردن یا رها کردن کسی/کاری
- Lass von diesem gefährlichen Plan ab!از این نقشه خطرناک دست بردار!
- Der Hund ließ schließlich von dem Briefträger ab.سگ بالاخره دست از سر پستچی برداشت.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) + für/um (Preis)
چیزی را با قیمتی ارزانتر فروختن یا تخفیف دادن
- Er hat mir das alte Fahrrad für 50 Euro abgelassen.او دوچرخه قدیمی را به قیمت ۵۰ یورو به من داد (رد کرد).
- Können Sie am Preis noch etwas ablassen?میتوانید هنوز کمی در قیمت تخفیف دهید؟