hineinlassen
راه دادن به داخل
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
به کسی یا حیوانی اجازه ورود از بیرون به درون یک مکان را دادن.
- Der Wachmann hat uns nicht in das Gebäude hineingelassen.نگهبان به ما اجازه ورود به ساختمان را نداد.
- Bitte lassen Sie die Katze nicht in die Wohnung hinein.لطفاً گربه را به داخل آپارتمان راه ندهید.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
اجازه دادن به افکار، نگرانیها یا افراد که به قلب و ذهن راه یابند؛ پذیرفتن.
- Sie lässt niemanden mehr in ihr Leben hinein.او دیگر اجازه نمیدهد کسی وارد زندگیاش شود.
- Es ist schwer, seine Ängste nicht in sein Denken hineinzulassen.سخت است که اجازه ندهیم ترسهایمان وارد تفکر ما شوند.