lasseren

Aussprache: /ˈlasərən/
Wortzerlegung: las·se·ren
Deklinierte Form

اجازه دادن، گذاشتن (شکل صرف شده فعل lassen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

رها کردن یا آزاد کردن چیزی یا کسی از قید و بند، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت استعاری (مانند رها کردن ترس یا نگرانی).

  • Der Dichter versuchte, sich von den Fesseln der Konventionen zu lasseren.شاعر تلاش کرد تا خود را از بند قراردادهای مرسوم رها سازد.
  • Er konnte die Erinnerung an das Geschehene nicht einfach lasseren.او نمی‌توانست به سادگی خاطره آنچه رخ داده بود را رها کند.