lasseren
اجازه دادن، گذاشتن (شکل صرف شده فعل lassen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
رها کردن یا آزاد کردن چیزی یا کسی از قید و بند، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت استعاری (مانند رها کردن ترس یا نگرانی).
- Der Dichter versuchte, sich von den Fesseln der Konventionen zu lasseren.شاعر تلاش کرد تا خود را از بند قراردادهای مرسوم رها سازد.
- Er konnte die Erinnerung an das Geschehene nicht einfach lasseren.او نمیتوانست به سادگی خاطره آنچه رخ داده بود را رها کند.