anlassen
روشن کردن (موتور)، روشن/بهتن گذاشتن، نویدبخش بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
موتور خودرو یا دستگاه صنعتی را به کار انداختن و روشن کردن
- Er stieg ins Auto und ließ den Motor an.او وارد ماشین شد و موتور را روشن کرد.
- Lassen Sie die Maschine vorsichtig an!دستگاه را با احتیاط روشن کنید!
2
Akkusativ
لباس، کفش یا عینک را به تن نگه داشتن و درنیاوردن، یا وسایل برقی را روشن رها کردن
- Du kannst deinen Mantel anlassen, es ist kühl hier.میتوانی پالتویت را به تن داشته باشی، اینجا خنک است.
- Lass das Licht im Flur bitte an!لطفاً چراغ راهرو را روشن بگذار!
3
sich + gut / schlecht / positiv + anlassen
به نظر رسیدن روند کار یا پروژه (نویدبخش یا بد پیش رفتن) (انعکاسی)
- Das neue Projekt lässt sich sehr gut an.پروژه جدید خیلی خوب پیش میرود (نویدبخش به نظر میرسد).
- Die Verhandlungen ließen sich anfangs gut an.مذاکرات در ابتدا خوب به نظر میرسیدند.