فعل
برگ دادن (درخت)، برگریزان کردن (باغ)
معانی و تعاریف lauben:
- درخت یا گیاه برگ درآوردن، برگ دادن
- (قدیمی یا رسمی) به کسی اجازه کاری را دادن، روا داشتن
جملات نمونه برای lauben:
Im Frühjahr ''lauben'' die Eichen.
در بهار درختان بلوط برگ میدهند.
Sie ''laubte'' einen Sack, um nun zum Winter hin den Bettsack neu zu stopfen.
او کیسهای را خالی کرد تا آن را برای زمستان دوباره پر کند.
Im Herbst wird im Weinberg ''gelaubt''.
در پاییز در تاکستان هرس میشود.