auslaugen
شستن با محلول, فرسوده کردن, تحلیل بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas auslaugen) / Passiv (ausgelaugt werden)
مواد معدنی یا مغذی از خاک، سنگ یا مادهای دیگر توسط آب یا مایع دیگر شسته و خارج شدن.
- Starke Regenfälle laugen den Boden aus.بارانهای شدید مواد مغذی خاک را میشویند.
- Das Gestein wurde durch Wasser ausgelaugt.سنگ توسط آب شسته شد.
2
Akkusativ (jemanden auslaugen)
کسی را از نظر جسمی یا روحی بسیار خسته و فرسوده کردن، انرژی او را تخلیه کردن.
- Die lange Krankheit hat ihn völlig ausgelaugt.بیماری طولانی او را کاملاً فرسوده کرده است.
- Diese Arbeit laugt mich jeden Tag aus.این کار هر روز مرا تحلیل میبرد.