lautstark
پرسروصدا، با صدای بلند، پرهیاهو
Bedeutungen
1
با صدای بلند و قوی؛ پر سر و صدا و پرهیاهو.
- Die Fans jubelten lautstark nach dem Tor.هواداران پس از گل با صدای بلند فریاد شادی سر دادند.
- Er beschwerte sich lautstark über den schlechten Service.او با صدای بلند از سرویس بد شکایت کرد.
- Die Demonstration war lautstark, aber friedlich.تظاهرات پرهیاهو اما مسالمتآمیز بود.