herumlavieren
طفره رفتن، حرفهای مبهم زدن، از زیر بار شانه خالی کردن
Bedeutungen
1
um + Akkusativ (herum)
از پاسخ مستقیم یا تصمیمگیری طفره رفتن، با احتیاط و غیرمستقیم صحبت کردن یا عمل کردن (مجازی).
- Hör auf, um den heißen Brei herumzulavieren, und sag mir endlich, was passiert ist!دست از طفره رفتن بردار و بالاخره به من بگو چه اتفاقی افتاده است!
- Der Politiker lavierte lange um die schwierige Frage herum.سیاستمدار مدت طولانی در مورد سوال دشوار طفره رفت.
2
durch + Akkusativ
با مانورهای کوچک و احتیاط در آبهای کمعمق یا پرخطر حرکت کردن (دریانوردی).
- Das Schiff musste durch die engen Kanäle herumlavieren.کشتی مجبور بود از میان کانالهای تنگ با مانور حرکت کند.
- Der Kapitän lavierte das Boot vorsichtig um die Felsen herum.ناخدا با احتیاط قایق را از میان صخرهها عبور داد.