herumlavieren

Aussprache: /hɛˈrʊmˌlaˈviːrən/
Worttrennung: her·um·la·vie·ren
فعل

طفره رفتن، حرف‌های مبهم زدن، از زیر بار شانه خالی کردن

Bedeutungen

1 um + Akkusativ (herum)

از پاسخ مستقیم یا تصمیم‌گیری طفره رفتن، با احتیاط و غیرمستقیم صحبت کردن یا عمل کردن (مجازی).

  • Hör auf, um den heißen Brei herumzulavieren, und sag mir endlich, was passiert ist!دست از طفره رفتن بردار و بالاخره به من بگو چه اتفاقی افتاده است!
  • Der Politiker lavierte lange um die schwierige Frage herum.سیاستمدار مدت طولانی در مورد سوال دشوار طفره رفت.
2 durch + Akkusativ

با مانورهای کوچک و احتیاط در آب‌های کم‌عمق یا پرخطر حرکت کردن (دریانوردی).

  • Das Schiff musste durch die engen Kanäle herumlavieren.کشتی مجبور بود از میان کانال‌های تنگ با مانور حرکت کند.
  • Der Kapitän lavierte das Boot vorsichtig um die Felsen herum.ناخدا با احتیاط قایق را از میان صخره‌ها عبور داد.