layouten
صفحهبندی کردن، طرحبندی کردن
Beispiele
- Ron ''layoutete'' jetzt mit der einen Hand und skizzierte mit der anderen die Headlines ein.رون با یک دست «صفحهبندی میکرد» و با دست دیگر سرفصلها را طراحی میکرد.
Bedeutungen
1
(transitiv, Akkusativ)
چیدمان یا صفحهآرایی چیزی را طراحی کردن (مانند یک مجله، وبسایت یا بروشور).
- Der Grafiker layoutet die neue Broschüre.طراح گرافیک بروشور جدید را صفحهآرایی میکند.
- Sie hat die Website sehr ansprechend layoutet.او وبسایت را بسیار جذاب طراحی چیدمان کرده است.