auseinanderleben
از هم دور شدن (عاطفی)، فاصله گرفتن در رابطه
Bedeutungen
1
sich
به مرور زمان و با داشتن اهداف یا علایق متفاوت، در یک رابطه عاطفی یا زناشویی از یکدیگر دور و بیگانه شدن
- Das Ehepaar hat sich im Laufe der Jahre völlig auseinandergelebt.این زوج در گذر سالها کاملاً از هم دور شدهاند.
- Manchmal leben sich beste Freunde einfach auseinander, ohne dass ein Streit vorliegt.گاهی بهترین دوستان بدون هیچ مشاجرهای فقط از هم دور و بیگانه میشوند.