lebensbedrohlich
تهدیدکننده حیات، مرگبار، خطرناک برای زندگی
Beispiele
- Bei ihrem Motorradunfall erlitt sie ''lebensbedrohliche'' Verletzungen und war kurze Zeit im Koma.او در تصادف موتورسیکلت خود دچار جراحات مرگبار شد و برای مدت کوتاهی در کما بود.
تهدیدکننده حیات، مرگبار، خطرناک برای زندگی