lebensbedrohlich
تهدیدکننده حیات، مرگبار، خطرناک برای زندگی
Bedeutungen
1
به معنای چیزی که جان فرد را به شدت تهدید میکند؛ مرگبار، خطرناک برای زندگی.
- Der Patient erlitt eine lebensbedrohliche Verletzung bei dem Unfall.بیمار در اثر این حادثه دچار جراحت مرگباری شد.
- Die Krankheit war in einem fortgeschrittenen Stadium und galt als lebensbedrohlich.بیماری در مرحله پیشرفتهای بود و مرگبار تلقی میشد.
- Ein Sturz aus großer Höhe kann lebensbedrohlich sein.سقوط از ارتفاع زیاد میتواند تهدیدکننده حیات باشد.