vorleben
الگو بودن، با عمل نشان دادن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
ارزشها، رفتار یا منش اخلاقی را با سبک زندگی خود عملاً به دیگران نشان دادن
- Eltern sollten ihren Kindern gute Werte und Respekt vorleben.والدین باید ارزشهای خوب و احترام را با رفتار خود به فرزندانشان نشان دهند.
- Er hat uns immer vorgelebt, wie man ehrlich und fleißig arbeitet.او همیشه با عمل خود به ما نشان داده است که چگونه صادقانه و کوشا کار کنیم.