vorleben

Aussprache: /foːɐ̯ˌleːbn̩/
Wortzerlegung: vor·le·ben
فعل

الگو بودن، با عمل نشان دادن

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

ارزش‌ها، رفتار یا منش اخلاقی را با سبک زندگی خود عملاً به دیگران نشان دادن

  • Eltern sollten ihren Kindern gute Werte und Respekt vorleben.والدین باید ارزش‌های خوب و احترام را با رفتار خود به فرزندانشان نشان دهند.
  • Er hat uns immer vorgelebt, wie man ehrlich und fleißig arbeitet.او همیشه با عمل خود به ما نشان داده است که چگونه صادقانه و کوشا کار کنیم.