leerzuräumen

Aussprache: /ˌleːɐ̯tsuːˈʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: leer·zu·räu·men
Erweiterter Infinitiv

خالی کردن (با تاکید بر نتیجه)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تخلیه کامل و دقیق یک فضا یا ظرف از تمام محتویات آن، اغلب با هدف تمیز کردن، جابجایی یا آماده‌سازی برای استفاده‌ای دیگر.

  • Vor dem Umzug mussten wir die gesamte Wohnung leerzuräumen.قبل از اسباب‌کشی، مجبور بودیم کل آپارتمان را کاملاً خالی کنیم.
  • Die Behörden ordneten an, das gefährdete Gebiet vollständig leerzuräumen.مقامات دستور دادند که منطقه در معرض خطر به طور کامل تخلیه شود.