leerzuräumen
خالی کردن (با تاکید بر نتیجه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تخلیه کامل و دقیق یک فضا یا ظرف از تمام محتویات آن، اغلب با هدف تمیز کردن، جابجایی یا آمادهسازی برای استفادهای دیگر.
- Vor dem Umzug mussten wir die gesamte Wohnung leerzuräumen.قبل از اسبابکشی، مجبور بودیم کل آپارتمان را کاملاً خالی کنیم.
- Die Behörden ordneten an, das gefährdete Gebiet vollständig leerzuräumen.مقامات دستور دادند که منطقه در معرض خطر به طور کامل تخلیه شود.