beilegen

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: bei·le·gen
فعل

پیوست کردن، حل و فصل کردن (اختلاف)

Bedeutungen

1 Akkusativ + Dativ (به کسی/چیزی)

مدرک یا نامه‌ای را همراه با بسته یا نامه اصلی ارسال/پیوست کردن

  • Bitte legen Sie der Bewerbung ein Foto bei.لطفاً یک عکس به تقاضانامه پیوست کنید.
  • Dem Brief war ein Gutschein beigelegt.یک بن تخفیف به نامه ضمیمه شده بود.
2 Akkusativ

دعوا، اختلاف یا جنگ را حل و فصل و ختم کردن

  • Die beiden Parteien konnten ihren Streit beilegen.دو طرف توانستند اختلاف خود را حل و فصل کنند.
  • Der Konflikt wurde friedlich beigelegt.درگیری به صورت مسالمت‌آمیز فیصله یافت.