nahelegen

Aussprache: /ˈnaːəˌleːɡn̩/
Worttrennung: na·he·le·gen
فعل

توصیه کردن، حاکی بودن از، دلالت داشتن بر

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ / Dativ + zu + Infinitiv

کاری را به کسی محترمانه اما قاطعانه توصیه/پیشنهاد کردن.

  • Ich lege Ihnen nahe, diese Entscheidung zu überdenken.من به شما قویاً توصیه می‌کنم که این تصمیم را بازنگری کنید.
  • Der Arzt legte ihm nahe, sich auszuruhen.دکتر به او توصیه کرد که استراحت کند.
2 Akkusativ / dass-Satz

(شواهد، نتایج) دلالت بر چیزی داشتن، احتمال چیزی را نشان دادن.

  • Die Beweise legen nahe, dass er schuldig ist.شواهد حاکی از آن است که او مجرم است.
  • Die Ergebnisse legen eine andere Interpretation nahe.نتایج تفسیری دیگر را نشان می‌دهند.