nahelegen
توصیه کردن، حاکی بودن از، دلالت داشتن بر
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ / Dativ + zu + Infinitiv
کاری را به کسی محترمانه اما قاطعانه توصیه/پیشنهاد کردن.
- Ich lege Ihnen nahe, diese Entscheidung zu überdenken.من به شما قویاً توصیه میکنم که این تصمیم را بازنگری کنید.
- Der Arzt legte ihm nahe, sich auszuruhen.دکتر به او توصیه کرد که استراحت کند.
2
Akkusativ / dass-Satz
(شواهد، نتایج) دلالت بر چیزی داشتن، احتمال چیزی را نشان دادن.
- Die Beweise legen nahe, dass er schuldig ist.شواهد حاکی از آن است که او مجرم است.
- Die Ergebnisse legen eine andere Interpretation nahe.نتایج تفسیری دیگر را نشان میدهند.