zulegen
وزن اضافه کردن، شتاب گرفتن، خریدن/تهیه کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چاق شدن، وزن اضافه کردن.
- Seit er aufgehört hat zu rauchen, hat er ziemlich zugenommen.از وقتی سیگار را ترک کرده، او نسبتاً چاق شده است.
- Im Winter legt die Bärin an Gewicht zu.در زمستان خرس ماده وزن اضافه میکند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
سرعت، تلاش یا شتاب خود را بیشتر کردن.
- Der Läufer legte auf der Zielgeraden noch einmal zu.دونده در خط پایان دوباره سرعت خود را افزایش داد.
- Die Firma muss bei der Produktion zulegen, um die Nachfrage zu decken.شرکت باید در تولید شتاب بگیرد تا تقاضا را پوشش دهد.
3
sich + Dativ + Akkusativ
چیزی برای خود تهیه کردن یا خریدن.
- Er hat sich ein neues Fahrrad zugelegt.او یک دوچرخه جدید برای خود خرید.
- Wir haben uns eine größere Wohnung zugelegt.ما یک آپارتمان بزرگتر تهیه کردیم.