zulegen

Aussprache: /ˈtsuːleːɡən/
Worttrennung: zu·le·gen
فعل

وزن اضافه کردن، شتاب گرفتن، خریدن/تهیه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

چاق شدن، وزن اضافه کردن.

  • Seit er aufgehört hat zu rauchen, hat er ziemlich zugenommen.از وقتی سیگار را ترک کرده، او نسبتاً چاق شده است.
  • Im Winter legt die Bärin an Gewicht zu.در زمستان خرس ماده وزن اضافه می‌کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

سرعت، تلاش یا شتاب خود را بیشتر کردن.

  • Der Läufer legte auf der Zielgeraden noch einmal zu.دونده در خط پایان دوباره سرعت خود را افزایش داد.
  • Die Firma muss bei der Produktion zulegen, um die Nachfrage zu decken.شرکت باید در تولید شتاب بگیرد تا تقاضا را پوشش دهد.
3 sich + Dativ + Akkusativ

چیزی برای خود تهیه کردن یا خریدن.

  • Er hat sich ein neues Fahrrad zugelegt.او یک دوچرخه جدید برای خود خرید.
  • Wir haben uns eine größere Wohnung zugelegt.ما یک آپارتمان بزرگتر تهیه کردیم.