zurechtlegen
آماده/مرتب کردن (وسایل)، آماده کردن در ذهن (بهانه/استراتژی)
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ (sich)
وسایل، ابزار یا لباس را جهت استفاده در دسترس و مرتب قرار دادن.
- Ich lege mir die Werkzeuge für die Reparatur zurecht.من ابزار را برای تعمیر آماده میکنم.
- Sie legte sich die Kleidung für den nächsten Tag zurecht.او لباسهای روز بعد را آماده کرد.
2
sich (Dativ) + Akkusativ + zurechtlegen
پاسخ، استراتژی یا بهانهای را در ذهن آماده کردن (به صورت انعکاسی).
- Er legte sich eine gute Ausrede zurecht, falls er zu spät kam.او بهانهای خوب برای خود آماده کرد، اگر دیر میرسید.
- Sie legte sich die Argumente für die Diskussion zurecht.او استدلالها را برای بحث آماده کرد.