legieren
آلیاژ کردن (فلزات)، غلیظ کردن (در آشپزی)
Beispiele
- Weißes Licht schimmert grünlich durch Goldfolie. Darüber hinaus lässt es sich leicht mit vielen Metallen ''legieren''.نور سفید از میان ورق طلا به رنگ سبز میدرخشد. علاوه بر این، میتوان آن را به راحتی با بسیاری از فلزات «آلیاژ» کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دو یا چند فلز را با هم ترکیب کردن تا آلیاژ تشکیل شود.
- Man legiert Kupfer mit Zinn, um Bronze herzustellen.مس را با قلع آلیاژ میکنند تا برنز تولید شود.
- Gold wird oft mit anderen Metallen legiert, um es härter zu machen.طلا اغلب با فلزات دیگر آلیاژ میشود تا سختتر شود.
2
Akkusativ
مایعاتی مانند سس یا سوپ را با افزودن زرده تخممرغ یا خامه غلیظ کردن.
- Die Köchin legierte die Soße mit Eigelb.آشپز سس را با زرده تخممرغ غلیظ کرد.
- Man kann Suppen auch mit Sahne legieren.میتوان سوپها را با خامه نیز غلیظ کرد.