reinlegen
سر کار گذاشتن/گول زدن، درون چیزی قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas reinlegen)
کسی را فریب دادن، کلک زدن، سر کار گذاشتن (شکل عامیانه hereinlegen).
- Er hat mich heute Morgen reingelegt, indem er sagte, die Prüfung sei abgesagt.او امروز صبح مرا سر کار گذاشت و گفت امتحان لغو شده است.
- Sei vorsichtig, er versucht oft, Leute reinzulegen.مراقب باش، او اغلب سعی میکند مردم را گول بزند.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را داخل ظرف، کشو، کیف یا مکان دیگری قرار دادن.
- Bitte legen Sie die Dokumente in die Mappe rein.لطفاً مدارک را داخل پوشه بگذارید.
- Er legte die Schlüssel in die Schublade rein.او کلیدها را داخل کشو گذاشت.