offenlegen

Aussprache: /ˈɔfn̩ˌleːɡn̩/
Worttrennung: of·fen·le·gen
فعل

آشکار کردن، فاش ساختن، افشا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اطلاعات مالی، اسناد پنهان یا هویت واقعی را شفاف و علنی ساختن

  • Politiker müssen ihre Einkünfte offenlegen.سیاستمداران باید درآمد خود را شفاف‌سازی و افشا کنند.
  • Die Firma legte ihre Bilanzen vollständig offen.شرکت ترازنامه‌های مالی خود را کاملاً آشکار کرد.