auflegen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: auf·le·gen
فعل

گوشی تلفن را قطع کردن، منتشر کردن، پخش کردن (دی‌جی)، روی چیزی گذاشتن

Bedeutungen

1 intransitiv / den Hörer + auflegen

تماس تلفنی را قطع کردن (پایان دادن به مکالمه تلفنی)

  • Sie war wütend und hat einfach aufgelegt.او عصبانی بود و بدون حرف گوشی را قطع کرد.
  • Bitte leg nicht auf, ich muss dir noch etwas sagen!لطفاً قطع نکن، باید هنوز چیزی به تو بگویم!
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

چیزی را روی سطح دیگری قرار دادن (دست، پتو و غیره)

  • Er legte seine Hand auf meine Schulter.او دستش را روی شانه من گذاشت.
  • Legen Sie ein feuchtes Tuch auf die Stirn.یک پارچه مرطوب روی پیشانی قرار دهید.
3 Akkusativ (Musik/Platten)

موسیقی، صفحه یا موزیک پخش کردن (توسط دی‌جی)

  • Der DJ legt heute Abend Hip-Hop auf.دی‌جی امشب هیپ‌هاپ پخش می‌کند.
  • Kannst du eine schöne Platte auflegen?می‌توانی یک صفحه خوب بگذاری؟
4 Akkusativ

کتاب یا تمبر را مجدداً چاپ و منتشر کردن

  • Der Verlag hat das Buch neu aufgelegt.ناشر کتاب را مجدداً منتشر کرده است.
  • Die Post legt eine Sondermarke auf.اداره پست یک تمبر ویژه منتشر می‌کند.