beilegen
پیوست کردن، حل و فصل کردن (اختلاف)
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ (به کسی/چیزی)
مدرک یا نامهای را همراه با بسته یا نامه اصلی ارسال/پیوست کردن
- Bitte legen Sie der Bewerbung ein Foto bei.لطفاً یک عکس به تقاضانامه پیوست کنید.
- Dem Brief war ein Gutschein beigelegt.یک بن تخفیف به نامه ضمیمه شده بود.
2
Akkusativ
دعوا، اختلاف یا جنگ را حل و فصل و ختم کردن
- Die beiden Parteien konnten ihren Streit beilegen.دو طرف توانستند اختلاف خود را حل و فصل کنند.
- Der Konflikt wurde friedlich beigelegt.درگیری به صورت مسالمتآمیز فیصله یافت.