nachlegen
هیزم/سوخت اضافه کردن، بیشتر کردن (عملکرد/سرمایه)
Bedeutungen
1
Akkusativ / intransitiv
سوخت، چوب یا زغال به آتش و کوره اضافه کردن
- Es wird kalt, wir müssen Holz nachlegen.هوا سرد میشود، باید هیزم اضافه کنیم.
- Er legte noch ein paar Kohlen nach.او چند تکه زغال دیگر اضافه کرد.
2
intransitiv / Akkusativ
در ورزش یا کسبوکار: گل یا عملکرد بیشتری ارائه دادن، سرمایه اضافه کردن
- Die Mannschaft konnte in der zweiten Halbzeit noch einmal nachlegen.تیم توانست در نیمه دوم عملکرد بهتری ارائه دهد (گلهای بیشتری بزند).
- Der Investor musste finanziell nachlegen.سرمایهگذار مجبور شد سرمایه بیشتری تزریق کند.