zulegen
وزن اضافه کردن، شتاب گرفتن، خریدن/تهیه کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / an + Dativ
چاق شدن، وزن اضافه کردن
- Er hat im Urlaub drei Kilo zugelegt.او در تعطیلات سه کیلو وزن اضافه کرده است.
- Sie hat an Gewicht zugelegt.او وزن اضافه کرده است.
2
intransitiv
سرعت، تلاش یا شتاب خود را بیشتر کردن
- Der Läufer muss zulegen, wenn er gewinnen will.دونده اگر میخواهد برنده شود باید شتاب بگیرد.
- Leg mal zu, wir kommen sonst zu spät!عجله کن/تندتر برو، وگرنه دیر میرسیم!
3
sich (Dativ) + Akkusativ + zulegen
چیزی برای خود تهیه کردن یا خریدن (به صورت انعکاسی)
- Ich habe mir ein neues Auto zugelegt.من یک ماشین جدید خریدم/تهیه کردم.
- Sie möchte sich einen Hund zulegen.او میخواهد یک سگ برای خودش بگیرد.