hinzulegen
اضافه کردن، کنار گذاشتن، دراز کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
چیزی را به مجموعهای اضافه کردن و کنار بقیه گذاشتن یا قرار دادن.
- Er legte noch ein paar Bücher zu seiner Sammlung hinzu.او چند کتاب دیگر به مجموعه خود اضافه کرد.
- Sie legte eine Decke zu den anderen auf dem Boden hinzu.او پتوی دیگری را به بقیه روی زمین اضافه کرد.
2
sich + hinlegen
دراز کشیدن یا به پشت خوابیدن (این کاربرد معمولاً با فعل hinlegen است، اما گاهی به اشتباه hinzulegen به کار میرود).
- Nach dem langen Tag legte er sich erschöpft aufs Sofa.او پس از روز طولانی، خسته روی مبل دراز کشید.
- Das Baby legte sich ruhig in sein Bettchen.نوزاد به آرامی در تخت خود دراز کشید.