vorlehnen
به جلو خم شدن (هنگام نشستن)، ریسک کردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich vorlehnen)
خود را به جلو تکیه دادن یا خم کردن، معمولاً هنگام نشستن برای دیدن بهتر یا نزدیکتر شدن.
- Die Zuschauer lehnten sich im Sessel vor, um das Geschehen auf der Bühne besser zu sehen.تماشاگران برای دیدن بهتر اتفاقات روی صحنه، خود را در صندلی به جلو خم کردند.
- Er lehnte sich über den Tisch vor, um die Karte zu studieren.او برای مطالعه نقشه، خود را روی میز به جلو خم کرد.