anlehnen
تکیه دادن، متمایل کردن، به دیوار چسباندن (به صورت کج)
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
چیزی را به چیزی تکیه دادن (گذرا)، به صورت مایل یا کج قرار دادن.
- Er lehnte die Leiter an die Wand an.او نردبان را به دیوار تکیه داد.
- Sie lehnte ihren Regenschirm an den Tisch an.او چترش را به میز تکیه داد.
2
sich + an + Akkusativ
به چیزی تکیه کردن (انعکاسی)، خود را به چیزی متمایل کردن.
- Er lehnte sich an die Tür an und wartete.او به در تکیه داد و منتظر ماند.
- Die Kinder lehnten sich an ihre Mutter an.بچهها به مادرشان تکیه دادند.