leichentuchartig

Aussprache: /ˈlaɪ̯çn̩tuːχˌʔaʁtɪç/
Worttrennung: lei·chen·tuch·ar·tig
صفت

شبیه کفن، یادآور کفن

Bedeutungen

1

دارای ظاهری شبیه به کفن، معمولاً سفید، نازک و گاهی با چین و چروک‌هایی که یادآور کفن است.

  • Der Nebel hing wie ein leichentuchartiges Gewand über dem Tal.مه مانند لباسی شبیه کفن بر فراز دره آویزان بود.
  • Die dünne, weiße Schicht auf dem alten Gemälde wirkte fast leichentuchartig.لایه نازک و سفید روی نقاشی قدیمی تقریباً شبیه کفن به نظر می‌رسید.
  • Die vergilbten, leichentuchartigen Vorhänge ließen kaum Licht herein.پرده‌های زرد و شبیه کفن به سختی اجازه ورود نور را می‌دادند.