leichtgläubig

Aussprache: /ˈlaɪ̯çtˌɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: leicht·gläu·big
صفت

زودباور، ساده‌لوح

Bedeutungen

1

تمایل به باور کردن آسان آنچه دیگران می‌گویند، بدون تردید یا بررسی کافی؛ ساده‌لوح.

  • Er war zu leichtgläubig und fiel auf den Betrug herein.او بیش از حد زودباور بود و فریب آن کلاهبرداری را خورد.
  • Man sollte nicht so leichtgläubig sein, wenn es um Geld geht.وقتی پای پول در میان باشد، نباید اینقدر زودباور بود.
  • Ihre leichtgläubige Art machte sie zu einem leichten Ziel für Betrüger.طبیعت ساده‌لوحانه او، او را به هدفی آسان برای کلاهبرداران تبدیل کرده بود.