leichtgläubig
زودباور، سادهلوح
Bedeutungen
1
تمایل به باور کردن آسان آنچه دیگران میگویند، بدون تردید یا بررسی کافی؛ سادهلوح.
- Er war zu leichtgläubig und fiel auf den Betrug herein.او بیش از حد زودباور بود و فریب آن کلاهبرداری را خورد.
- Man sollte nicht so leichtgläubig sein, wenn es um Geld geht.وقتی پای پول در میان باشد، نباید اینقدر زودباور بود.
- Ihre leichtgläubige Art machte sie zu einem leichten Ziel für Betrüger.طبیعت سادهلوحانه او، او را به هدفی آسان برای کلاهبرداران تبدیل کرده بود.