صفت
خسته، دلزده؛ (سوئیسی) زشت، ناخوشایند
جملات نمونه برای leid:
Das ist ein ''leides'' Thema.
این یک موضوع ناخوشایند است.
Ich bin dein blödes Geschwätz so ''leid.''
من از حرفهای احمقانه تو خسته شدهام.
Ich bin diese Sache ''leid.''
من از این موضوع خسته شدهام.