leiern

Aussprache: /ˈlaɪ̯ɐn/
Wortzerlegung: lei·ern
فعل

با صدای یکنواخت و خسته خواندن/گفتن، کش آمدن (صدا)

Beispiele

  • Nun ''leier'' nicht so! Das solltest du mit ein wenig mehr Temperament vortragen!اینقدر با صدای یکنواخت نخوان! باید با کمی هیجان بیشتر اجرا کنی!
  • Schade, das Tonband ist schon zu alt, es ''leiert.حیف، نوار کاست خیلی قدیمی است، کش آمده.
  • Ständig ''leiert'' sie Abba! Das hält ja keiner aus.او دائماً آهنگ‌های آبا را با صدای یکنواخت می‌خواند. هیچ‌کس نمی‌تواند تحمل کند.
  • Überall in den Gassen ''leierten'' Drehorgelfrauen und Drehorgelmänner.در همه کوچه‌ها زنان و مردان جعبه‌موزیکال‌نواز با صدای یکنواخت می‌نواختند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (ein Lied/eine Melodie)

با صدای یکنواخت و کشیده نواختن (مثلاً ساز Drehleier) یا خواندن

  • Der Straßenmusiker leierte ein altes Lied.نوازنده خیابانی یک آهنگ قدیمی را با صدای یکنواخت نواخت.
  • Sie leierte die Melodie immer wieder.او ملودی را بارها و بارها با صدای یکنواخت تکرار کرد.
2 Akkusativ

چیزی را به صورت یکنواخت و بدون احساس تکرار کردن، از بر خواندن

  • Der Schüler leierte seine Hausaufgaben herunter.دانش‌آموز تکالیفش را با صدای یکنواخت از بر خواند.
  • Er leiert immer die gleichen Ausreden.او همیشه همان بهانه‌های تکراری را می‌آورد.
3 sich + Akkusativ

(محاوره) چیزی را با زحمت یا با التماس به دست آوردن، جور کردن

  • Er hat sich das Geld von seinen Eltern geleiert.او پول را با زحمت از والدینش گرفت.
  • Kannst du mir nicht ein paar Euro leiern?نمی‌توانی چند یورو برایم جور کنی؟