ausleiern
شل شدن, از ریخت افتادن, خستهکننده شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (ohne Akkusativ)
بر اثر استفاده زیاد یا کشش، گشاد یا شل شدن (مانند لباس، کش).
- Der alte Pullover ist schon ganz ausgeleiert.پلیور قدیمی کاملاً شل شده است.
- Die Gummibänder sind mit der Zeit ausgeleiert.کشها به مرور زمان شل شدهاند.
2
intransitiv (ohne Akkusativ)
(مجازی) تکراری و خستهکننده شدن، از جذابیت افتادن (مانند یک داستان یا شوخی).
- Diese Witze sind längst ausgeleiert.این جوکها خیلی وقت است که تکراری و خستهکننده شدهاند.
- Die Geschichte hat sich total ausgeleiert und niemanden interessiert mehr.داستان کاملاً کشدار شده و دیگر کسی به آن علاقه ندارد.