leihen

Aussprache: /ˈlaɪ̯ən/
Wortzerlegung: lei·hen
فعل

قرض دادن، امانت دادن

Beispiele

  • Sie ''leiht'' ihm eines ihrer Bücher für kurze Zeit.او یکی از کتاب‌هایش را برای مدت کوتاهی به او قرض می‌دهد.
  • Du hast ihm deine Aufmerksamkeit ''geliehen.تو توجهت را به او قرض دادی.
  • Ich ''leihe'' dir mein Ohr.من گوش‌هایم را به تو قرض می‌دهم (با دقت به تو گوش می‌کنم).
  • Ich würde mir gerne dein Auto für einen Tag ''leihen.من مایلم ماشینت را برای یک روز قرض بگیرم.

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

چیزی را به کسی قرض دادن.

  • Kannst du mir bitte dein Buch leihen?می‌توانی لطفاً کتابت را به من قرض بدهی؟
  • Sie hat ihm ihr Auto für das Wochenende geliehen.او ماشینش را برای آخر هفته به او قرض داد.
2 Akkusativ (Sache) + von + Dativ (Person)

چیزی را از کسی قرض گرفتن.

  • Ich habe mir das Geld von meinem Bruder geliehen.من پول را از برادرم قرض گرفتم.
  • Er leiht sich oft Werkzeuge von seinen Nachbarn.او اغلب ابزارآلات را از همسایگانش قرض می‌گیرد.
3 sich (Dativ) + Akkusativ (Sache)

چیزی را برای خود قرض گرفتن (شکل انعکاسی).

  • Ich muss mir noch einen Regenschirm leihen.من باید هنوز یک چتر برای خودم قرض بگیرم.
  • Sie hat sich für die Party ein schönes Kleid geliehen.او برای مهمانی یک لباس زیبا قرض گرفت.