فعل
چسباندن با چسب، فریب دادن، گول زدن
معانی و تعاریف leimen:
- چیزی را با چسب (Leim) به چیز دیگری چسباندن.
- کسی را با حیله یا دروغ فریب دادن یا گول زدن (عاميانه).
جملات نمونه برای leimen:
Die Decke einer Geige ''leimt'' der Geigenbauer auf die Zarge.
سازنده ویولن صفحه رویی را به کلاف ساز میچسباند.
Denk nicht weiter darüber nach! Er ''hat'' dich nur ''geleimt.''
بیشتر از این بهش فکر نکن! او فقط تو را گول زد.
Er leimt die Holzstücke zusammen.
او تکههای چوب را به هم میچسباند.