فعل
رهبری کردن، هدایت کردن، مدیریت کردن
معانی و تعاریف leiten:
- کسی یا چیزی را به سمتی هدایت کردن.
- مسئولیت مدیریت یا رهبری یک سازمان، پروژه یا بخش را بر عهده داشتن.
- گرما، برق یا صدا را از خود عبور دادن.
- نتیجهای را از چیزی استخراج کردن یا استنتاج کردن.
جملات نمونه برای leiten:
Sie hat gezeigt, dass sie in der Lage ist, ein Unternehmen zu ''leiten.''
او نشان داده است که توانایی هدایت یک شرکت را دارد.
„Der Markgraf der Nordmark, Wilhelm, der selbst den Angriff ''leitete,'' fiel am 10. Sept. 1056 mit einer großen Zahl seiner Mitkämpfer, darunter Graf Dietrich von Katlenburg.“
«مارگراف نوردمارک، ویلهلم، که خود رهبری حمله را بر عهده داشت، در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۱۰۵۶ به همراه تعداد زیادی از همرزمانش از جمله کنت دیتریش فون کاتلنبرگ کشته شد.»
Der Lehrer leitet die Schüler durch das Museum.
معلم دانشآموزان را در موزه راهنمایی میکند.