lenzen

Aussprache: /ˈlɛntsn̩/
Wortzerlegung: len·zen
فعل

تخلِیه آب از قایق یا کشتی

Beispiele

  • Mit dem Lenzventil kann man ein Boot nur bei der Fahrt ''lenzen.با شیر تخلیه می‌توان یک قایق را فقط در حال حرکت تخلیه آب کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

آب را از کشتی یا قایق تخلیه کردن.

  • Die Matrosen mussten das Boot lenzen, um es schwimmfähig zu halten.ملوانان مجبور بودند آب قایق را تخلیه کنند تا آن را شناور نگه دارند.
  • Nach dem Sturm lenzten sie das Deck.بعد از طوفان، آنها عرشه را آب‌کشی کردند.
2 (intransitiv)

وقت گذراندن، تنبل بودن، استراحت کردن (معمولاً در بهار یا تابستان، عامیانه و منطقه‌ای).

  • Im Frühling lenzen wir gerne im Garten.در بهار ما دوست داریم در باغ وقت بگذرانیم (استراحت کنیم).
  • Er lenzt den ganzen Tag und tut nichts.او تمام روز را تنبلی می‌کند و کاری انجام نمی‌دهد.