lernen

Aussprache: /ˈlɛʁnən/
Wortzerlegung: ler·nen
فعل

یاد گرفتن، آموختن، درس خواندن

Beispiele

  • Man ''lernt'' jeden Tag etwas Neues.انسان هر روز چیز جدیدی یاد می‌گیرد.
  • Ich habe keine Zeit, ich muss bis morgen noch für Französisch Vokabeln ''lernen.من وقت ندارم، باید تا فردا برای درس فرانسوی واژگان یاد بگیرم.
  • Er ist Lehrling und muss noch 2 Jahre ''lernen.او کارآموز است و باید هنوز ۲ سال یاد بگیرد.
  • In Lübeck hat er Schriftsetzer gelernt, nahm als Kriegsfreiwilliger an den Befreiungskriegen gegen Napoleon teil und kam um 1814 nach Frankfurt.او در لوبک پیشه‌وری (حروف‌چینی) آموخت، به عنوان داوطلب جنگی در جنگ‌های آزادی‌بخش علیه ناپلئون شرکت کرد و حدود سال ۱۸۱۴ به فرانکفورت آمد.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) lernen

مهارت، زبان، دانش یا اطلاعات جدیدی را فرا گرفتن و یاد گرفتن

  • Ich lerne Deutsch.من آلمانی یاد می‌گیرم.
  • Sie lernt schnell neue Dinge.او چیزهای جدید را سریع یاد می‌گیرد.
2 intransitiv (für + Akkusativ)

درس خواندن، مطالعه کردن برای امتحانات یا تکالیف مدرسه و دانشگاه

  • Ich muss für die Prüfung lernen.من باید برای امتحان درس بخوانم.
  • Er lernt jeden Abend bis spät.او هر شب تا دیروقت درس می‌خواند.
3 aus + Dativ lernen

از تجربیات، اشتباهات یا حوادث درس گرفتن

  • Man lernt aus Fehlern.آدم از اشتباهاتش درس می‌گیرد.
  • Wir haben viel aus dieser Erfahrung gelernt.ما از این تجربه چیزهای زیادی یاد گرفتیم.