فعل
خود را تازه کردن / لذت بردن
معانی و تعاریف letzen:
- خود را از چیزی سیراب کردن، تشنگی خود را برطرف کردن؛ (مجازاً) از چیزی لذت بردن یا ارضا شدن.
جملات نمونه برای letzen:
Er ''letzte'' sich am nektarsüßen Trünke Und nimmer blieb der mächt'ge Humpen leer. (1820)
او خود را با نوشیدنی شیرین شهدآلود تازه کرد و هرگز آن جام بزرگ خالی نماند.
Er konnte sich an dem kühlen Wasser letzen.
او توانست خود را با آب خنک سیراب کند.
Sie letzen sich an der Schönheit der Natur.
آنها از زیبایی طبیعت لذت میبرند.