liberieren

Aussprache: /liːbəˈriːrən/
Wortzerlegung: li·be·rie·ren
فعل

آزاد کردن، رها کردن؛ (در فوتبال) لیبرو بازی کردن؛ تعهد سهم را ایفا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را از قید، محدودیت یا اسارت آزاد کردن.

  • Die Gefangenen wurden nach langen Verhandlungen liberiert.زندانیان پس از مذاکرات طولانی آزاد شدند.
  • Chemische Reaktionen können Energie liberieren.واکنش‌های شیمیایی می‌توانند انرژی آزاد کنند.