libertär

Aussprache: /libɛʁˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: li·ber·tär
صفت

آزادی‌خواهانه، لیبرتارین

Bedeutungen

1

مربوط به یا طرفدار آزادی فردی و محدود کردن قدرت دولت؛ در سیاست، به معنای لیبرتارین.

  • Er vertritt libertäre Ansichten zur Wirtschaftspolitik.او دیدگاه‌های لیبرتارین در مورد سیاست اقتصادی را نمایندگی می‌کند.
  • Die libertäre Bewegung setzt sich für maximale individuelle Freiheit ein.جنبش لیبرتارین برای حداکثر آزادی فردی تلاش می‌کند.
  • Seine libertäre Einstellung führte oft zu Konflikten mit Autoritäten.نگرش آزادی‌خواهانه او اغلب منجر به درگیری با مقامات می‌شد.